یا صاحب الزمان
تمام دقیقه ها وثانیه ها را می شمارم
تک تک ساعت های عمرم را
تا تو را ببینم...
می دانم!
میدانم لیاقت دیدار تو را ندارم!
اماعاشقتم،خودت بهترمی دانی!!
تو کی میایی؟؟
ساعتش رابگو، یا حتی مکانش را...
یا حتی زمانش را بگو؟؟
نمی دانم تو کی میایی!!!
اما به انتظارت حاضرم تمام ندبه ها را
با چشم های حقیرم بخوانم
هر جمعه را بخاطر آمدنت روزه بگیرم
نماز انتظار هم بخوانم
اگر دگر که می خواهی
پا برهنه از اینجا، از این گرمای زاهدمحمود تا جمکرانت را پیاده بیایم!!
موافقی؟؟؟
تو هم همراهی ام کن!
تمام شب های به ظاهر انتظار را گریه مکنم تا بیایی!!
دوست دارم به جای نابینایی باشم که تو دستم را بگیری
همچون پسرک فقیری که با دستان خود اورا نوازش می کنی
حاضرم هر چیزی باشم حتی خاری سر راه، ولی تو از کنارم بگذری.
By the Shahdadi

برچسب: دلنوشته امام زمانی,دلنوشته امام زمانى,دلنوشته هاي امام زماني,دلنوشته های امام زمان عج,دلنوشته کوتاه امام زمانی,
نویسنده: بهنام فلاح