بهنام مهدیه...
بعضی وقتا که به زندگی خودم فکر میکنم...خیلی چیزای تلخ شیرین تو ذهنم مرور میشه...
اما همیشه به خودم میگم!!! روزی که فکر کردی یکی رو از ته دل دوست داری ولش نکن.. ممکنه دوباره تکرار نشه؛ادمای تو سن سال من فک میکنن،دوباره این موقعیت پیش میاد!!اما باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده... که حالِت با چیز دیگهای خوب نمیشه .. عشق یعنی حالِت خـوب باشه…اره؟بخدا همینه...این روزها من کسی روبدست اوردم که خیلی چیزهارو برا بدست اوردنش گذاشتم کنار..ی احسنت جانانه به خودم میگم!!کاش بزرگترها معنی دوست داشتن میفهمیدن... یه روزایی تو زندگی آدما هست که سالها برای اومدنش انتظار می کشن. من سختی های زیادی کشیدم...تودرس خوندن،دانشگاه،کار،تنهایی،دوری ازخانواده...اماهیچ کس منودرک نکرده و نخواهد کرد!حتی پدر مادرم!یه شبهایی تو زندگی هست که وقتی دفترخاطرات زندگیتو ورق میزنی به چیزهایی میرسی که نمیدونی تقدیرت بودیا تقصیرت...به ادم هایی میرسی که نمیدونی دردن یا همدرد...به لحظه هایی میرسی که هضمش واسه دل کوچیکت سخته وبه دردایی میرسی که برای سن وسالت بزرگه...به ارزوهایی که توهم شد...رویاهایی که گذشت...به چیزهایی که حقت بوداما شد توقع...وزخم هایی که بانمک روزگارآغشته شده...واحساس که دیگران اشتباه می نامند...ودست اخردنیایی که بهت پشت کرده...وبازهم انتهای دفترخودت میمانی...وزخم هایی که روزگارپشت سرهم می زند...وسکوت هم دوای دردش نیست_ خدایا...قسمت و حکمت بماند برای آنها که درکش میکنند!برای من نفهم فقط معجزه کن! بعضی وقتا روزگار یه انگی میچسبونه رو پیشونیت و تو نمیتونی ثابت کنی این یه انگه!من ی پسردرسخون با پدرمادری خوب ویه زندگی بیدردسرحالا مجبورم یه جایی زندگی کنم که بی پدرمادری رو تجربه کنم؛
اما تمام شد...
خیلی ازتنهاییام با امدنش تمام شد!!روزایی که تک تنها روبه روی قلعه پرتقالی هامینشستم لب دریا و به موج هایی ک به ساحل میخورد نگاه میکردم...حتی مخاطبی هم نداشتم که بتونم بااو درد دل کنم!!دلم از همه کس رفته بود!ماها طول میکشید تا به خانه برم!چون دوست داشتنی برام نمونده بود!لحظه هایی تو زندگیم تجربه میکردم ک فک میکردم پول یعنی خدا...البته هنوزهنوز هم همین اعتقاد رو دارم...بدون پول یعنی از حیوان هم کمتری میان این همه انسان!!تجربه کردم ک میگم!خلاصه تمام شد...تمام افکار های منفی ام...
سلامتیه اونی که میدونه اعصــاب نداری!!میدونه حوصــله نداری !!میدونه بهونه میگیری بی دلیل !!اما بازم میگه:تو یکی یه دونه منی ؛همه جوره درکـــــــــت میکنه!!!نه ترکـــــت . . . !!!!!!!دوستت دارم مهدیه

عکست را نگاه میکنم.....
آخ که این عکس پیر نمیشود.....
اما، پیرم میکند.....
***دلنوشته های بهنام حیدری***
برچسب:
نویسنده: بهنام فلاح